با اینکه خیلی قسم و قران خورد ولی دلم باهاش صاف
نشد اونقدر دلمو با حرفاش شکست که نفرینش کردم
شاید ناخواسته بود حرفاش و منطوری نداشت
ولی اون با علم به اینکه من در چه وصعیتی
هستم منیت میکزد ... هیچ وقت اینقدر دلم از کسی
نشکسته بود..ولی فر جلوی چشامه و نمیتونم
ازته دل نفرین کنم
برچسب:
نویسنده: آرین جعفرینژاد