سارا از خاطرات رریدنتیش نوشته بود که : یه بار حین کشیش دلش پفک میخواد و اونقدر دلش خواسته وه وقت بوده معده اش سوراخ شه .بعد میره بخره که پفک تموم شده تو بوفه بیمارستان و اینا...
پولدار ها و ناز دارها خاطراتشونم شیرین و خواندنی هست...من دیروز دلم انجیر خواست پول نداشتم نخریدم از کنارشون رد شدم و رفتم :((
برچسب:
نویسنده: آرین جعفرینژاد