خدایا درد دل کنم باهات فایده داره؟
اتفاقی که برای من افتاد مگه دست تو نبوده؟
همون موقع که من احمق تو تقلای زندگی فا بودم
مگر تو مقدر نکردی که من ناقص بشم و فا عروس و
خانم خونه و رندگی و مادر خونه ؟
ایا تو مقذر کردی که من وسیله طعنه و سر کوفت
و نفل مجالس فا و مر و پر بشم ؟
من ازت دلگیرم وقتی که اتفاق افتاد من صبور بودم و
به حکمت و قسمت تو ایمان داشتم فکر نیکردم
که دلمو به دست میاری و عوض چیزی که ازم گرفتی
اوضاعم اون طور که باید درست میکنی
اما نکردی و روز به روز بدتر و زبون فا رو تیزتر
میکنی به من و تو هم فقط نگاه میکنی
کاش اونموقع ءونقدر بی تابی میکردم و گریه و
پ ناراحتی تا از غصه میمردم اما من بخاطر خانوادن
صبر کردم ...و تو جواب صبر منو ندادی
و الان هر کسی که از خانوادم بدش میاد سریع
اسم منو وسط میکش و قلب پدرو مادرم و
خواهرها و برادر هامو چنگ میزنن .اگه مرده بودم
شاید اگه مرده بودم براشون دلسوزی میکزدن
اما الان طعنه ی من امتیاز خیلی ها شده
مادرم فا رو بتو پاگذار کرد که بار سنگین دوش من
بیفته رو دوش خانوادش و پدر با اشک و اه برای من
دعا کرد .اوتشب فا دل هممونو شکست
خدایا من راصی به درد کسی نیستم دعاهای پدرمو
براورده کن .اگه از از طعنه ی فا دلت برای من بدرد
اومده براورده کن:(((((
برچسب:
نویسنده: آرین جعفرینژاد