خرید بک لینک

امروز زیاد خوابیدم...

ساعت دو هم خوابیدم رو تخت افتاده بود

حالت رویا و خواب و بیدار بودم .حرفهای عادیه بقیرو

میشنیدم ولی سنگین افتاده بودم و خواب میدیدم...

حس کردم پنجره بهم نزدیک شده داشتم بیرونو میدیدم

برف برف بود همه حا سفید بود درخت و ماشین...

نمیدونم کی بود از اومد و منو بغل کرد و همش براش گریه

میکردم ....

یهوییی ازم پرسید مرگ بهتره یا این مشکلی که تو داری؟

گفتم مرگ رو ممیدونم ولی این مشکل خیلی سخته خیلی

و شروع کردم به گریه... اشکام در حالت عادی میومد و تو خواب و بیدار پاکشون کزدم و با حالت کابوس بیدار شدم

سین یه لیوان اب داد و بدنمو ماساز داد و رفتم بیرون...

برچسب: نویسنده: آرین جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 10 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:26

صفحه بندی