بیرون بودم تا الان.خونه که اومدم خیس عرق بودم
یه شنل پوشیدم و بدون لباس رفتم رو تراس
سرد و یخ بود
گرمای درونیم و سرمای بیرون حس سرد خوبی داشت...
دوست داشتم همونطوری بدون لباس تو تراس می نشستم
شایدم دلم گریه میخواست
شایدم دلم یکی رو میخواد که نیست....
برچسب:
نویسنده: آرین جعفرینژاد